قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2393

تاريخ الفي ( فارسى )

اجتماعى حمله كنيد و اين فوج اندك را از ميان برگيريد . القصّه ، ارمانوس قيصر اين كلمه به امرا و سپاه خود گفته بلافصل نيزهء خود را از دست نيزه‌دار ربوده اسب را به جانب صف اسلام برانگيخت . و چون اعيان امرا اين حال را مشاهده كردند ، همه به‌اتّفاق حمله آورده و جمعى خود را به قيصر رسانيده او را توقّف فرمودند ، امّا قيصر سپاه خود را بر حرب تحريض و ترغيب مىنمود . و چون سلطان الب‌ارسلان از عناد و غرور قيصر آگاه شد ، روى به سپاه خود آورده فرمود كه : اگر امروز در جنگ سستى كنيم يك تن جان به سلامت نبريم و ذريّهء « 1 » اهل اسلام به ذلّ بندگى گرفتار شده مدّة العمر به محنت بندگى و اسيرى مبتلا گردند . پس چاره بجز صبر و شكيبايى نيست . بايد كه تا جان در تن داريم بكوشيم و اميدواريم كه حقّ ، سبحانه و تعالى ، از براى ابقاى ملّت محمّدى ، عليه و آله التّحيّة و السّلام ، اين جميع قليل را كه در جنب اين كفّار مثل نمك است در نان ، ظفر و فيروزى ارزانى داشته اين قضيّه را ( در ازمنهء آينده ) « 2 » موجب عبرت معتبران گرداند . و سپاه سلطان الب‌ارسلان چون اين كلمات از لفظ گهربار او شنيدند همه به يكدل و زبان فرياد برآوردند كه : ما همه چنان قرار داريم كه تا رمقى در جان داريم در سعى و كوشش تقصير جايز نداريم و ظفر كردگار غالب على الاطلاق را مأمول داريم . القصّه ، سلطان الب‌ارسلان به استظهار تمام روى به كفّار نگونسار آورده و از جانبين آواز كوس حربى و ناقوس و زوبين زلزله در عالم و ملكوت انداخت و غبار سمّ ستوران از ثرى به ثريّا رسيده تمام روى زمين را مانند كرهء خاك گردانيد و نايرهء قتال و جدال آنچنان اشتعال يافت كه غير از آواز سلاح و شعلهء آتش شمشير و نيزه چيزى ديگر مسموع و مبصر نمىگشت . در اين وقت ، سلطان با طايفه‌اى از اهل نجدت در كمين ايستاده آن مقدار زمان انتظار كشيد كه متيقّن ايشان شد كه اين وقتى است كه در جميع معابد و مساجد بلاد اسلام از مشرق تا مغرب خطبا بر منابر كلمهء اللّهمّ انصر جيوش المسلمين « 3 » بر زبان جارى ساختند و ساير اهل اسلام كلمهء آمين را ورد زبان ساخته اجابت را از حقّ ، سبحانه و تعالى ، مأمول‌اند . اتّفاقا ، در اثناى اين حال بادى كه از آتش نشان مىداد بر مسلمانان وزيدن گرفت و سلطان الب‌ارسلان چون اين حال ، را مشاهده نمود از اسب فرود آمده دستار از سر برگرفت و كمر را از ميان بگشود و روى خود را بر خاك عبوديّت نهاده شروع در تضرّع و زارى نمود و گفت : اى ربّ الأرباب ، و اى مسبّب الأسباب ، اين بندهء گنهكار را به جرايمى كه دارد مؤاخذه

--> ( 1 ) . ق : كلمه « ذريه » را ندارد . ( 2 ) . م : مطلب بين ( ) را ندارد . ( 3 ) . م ، ش : جمله دعايى را ندارد .